محمد تقي جعفري

13

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مثنوى يا گلشن راز شبسترى به بغل گرفته در گوشه‌اى كه براى لذت روانى خود انتخاب نموده‌اند پله هاى مصنوعى و لرزان ايجاد كرده مشغول گام برداشتن به اوج وصال بارگاه ربوبى شوند 5 - عرفان مثبت دريافت حقيقت است با گرايش به آن . اگر تمام دانشهاى دنيا را در مغز خود جاى بدهيم . اگر تمام حقائق و واقعيات را در درون خود دريابيم . اگر تمام زندگانى را شب و روز خدا خدا بگوييم ، مادامى كه گرايش واقعى پيدا نكنيم با قطع نظر از آثار طبيعى خود دانش و درك حقائق و تلفظ به كلمه خدا خدا شخصيت ما از كمال مطلوب و ايده آلى كه در انتظار ماست بهره ور نخواهد گشت . اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد امكان ندارد كه آن روز براى منافع خود دروغى بگوييم ، دست بفحشاء بزنيم . اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد محال است كه ديگران را وسيله و خود را هدف بپنداريم . و براى يك دستمال ناچيز خود به قيصريه ها آتش بزنيم . و براى حفظ موقعيت خويش جانهاى انسانى را بازيچهء كامورى خود قرار بدهيم ، زيرا گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما نشان خواهد داد كه : اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و هم زادند اگر روزى گرايش واقعى به حق و حقيقت به ما دست بدهد كلمات حق ابو ذر غفارى را در مقابل نيرومندان دورانش كه كلمهء حقى در مقابل پيش روان منحرف بود با عظمتترين ذكر خداوندى خواهيم يافت . و خواهيم ديد كه درخشانترين ذكر خداوندى همان بود كه ، نيايشگر حقيقى و پيشواى بزرگ اسلام حسين بن على عليه السلام به زبان آورد و جان خود را در راه همان ذكر از دست داد تا به بارگاه جانان قدم بگذارد ، او چنين گفت : انسانى كه مشغول شهوت رانى و كامكارى است ، فردى كه همهء افراد جامعه را بردهء خود مىداند ، كسى كه در لجن زار خود پرستى غوطه مىخورد و گوشش ناله ستمديده گان را نمىشنود او لايق پيشوايى نيست .